چرا برنامه نویسان چیزی از طراحی بازی نمی دانند؟

چرا هرچقدر هم که برنامه نویسی حرفه ای باشید؛ هر چقدر هم که به زبان های برنامه نویسی متعددی تسلط داشته باشید؛ نمیتونید بازی طراحی کنید؟

شاید بهتون بربخوره و بگید من یک برنامه نویسی حرفه ای هستم؛ پس میتونم بازی های پیچیده ای طراحی کنم. اما اینطور نیست. به همون اندازه که یک برنامه نویس؛ چیزی از دیجیتال آرت نمیدونه؛ به همون اندازه هم چیزی از طراحی بازی نمیدونه. در واقع برخلاف تصور اکثر افراد؛ طراحی بازی اصلا ربطی به کدنویسی نداره.

بذارید یک مثال بزنم!

تا قبل از 16-17 سالگی که برام کامپیوتر بخرند؛ مهمترین علاقه من ساخت کیت های الکترونیکی بود؛ آشنایی با کیت هم از روزی شروع شد که پدرم یک قطعه الکترونیکی به اندازه کف دست نشونم داد و گفت با این میشه روی موج FM ایستگاه رادیویی راه انداخت!. برای من که اونزمان رادیو رو در حدِ “آتاری” دوست داشتم و شب ها با صدای ایستگاه های رادیویی که حتی نمیفهمدم به چه زبانی حرف میزدند؛ میخوابیدم؛ خیلی شگفت انگیز بود که بشه با یه کیتِ چند سانتیمتری ایستگاه رادیویی راه اندازی کرد!. ورود من به دنیای الکترونیک اینطوری شروع شد؛ بدون هیچ کتاب راهنمای مشخص؛ مسیر مشخص؛ یا استاد یا راهنما! خرابکاری های زیادی کردم؛ با ساختن هر کیت؛ از دفترچه راهنمای اون اطلاعاتی در مورد نحوه عملکرد و کاربرد قطعات بدست میاوردم.

تعداد زیادی ترانزیستور جمع کرده بودم! تعداد زیادی مقاومت! سیم! رِله! و… با عملکرد و طرز کار هر کدوم هم آشنا بودم؛ اما نمیدونستم باهاش چکار کنم. اگه نقشه یک کیتِ اماده رو جلوی خودم نداشتم؛ نمیدونستم چی میتونم با این قطعات بسازم. (مثل برنامه نویسی که کد زنی بلد هست؛ ولی نمیدونه با کدهایی که میتونه بنویسه؛ چه بازی ای بسازه)

برای مثال یکبار کتابی از مغازه قطعات الکترونیکی خریدم که در صفحه ای از اون؛ مدار یک رقص نور با لامپ 220 ولت کشیده شده بود.

(این اون مدار نیست؛ نمیدونم اون کتاب کجاست! بیشتر از 15-16 سال میگذره از اون زمان)

قطعاتِ مدار رو تهیه کردم و بعد از سر هم کردنشون؛ اونا رو تو جعبه کنسولِ نینتندویی که خرابش کرده بودم؛ قرار دادم. 4 تا لامپ رنگی 220 ولت هم تهیه کردم و اتاق رو تبدیل به پارتی کردم.

این تصویرِ رقص نوری که ساختم نیست؛ ولی یه همچین چیزی بود با 4 تا لامپِ رنگی که ورودی اون به خروجی صدای هر وسیله ای که خروجی صدا داشت متصل میشد و با ریتم آهنگ نورش کمو زیاد میشد!

هر مهمونی هم که به خونه ما میومد؛ اینو طِی مراسمی بهش نشون میدادم و اون شخص هم تصور میکرد حتما طرحِ این مدار به ذهن خودم رسیده بوده و طراحیش کردم و حسابی من رو تحسین میکردن. اما وقتی میپرسیدند خب دیگه چی میتونی بسازی؟ باید میگفتم تا ببینم دیگه چه مداری پیدا میکنم! 🙂

اما من با عملکرد قطعاتِ این مدار تا حدی آشنا بودم و میدونستم چکار میکنند. (درست مثل کسی برنامه نویسی میدونه)؛ اما طرحِ این مدار به ذهن من نرسیده بود! من اونو تو یه کتاب دیده بودم. (اما نمیتونه بازی طراحی کنه و میگه ایده ندارم!).
مثل کسی که میدونه ترانزیستور چی هست؛ قطعات الکترونیکی چی هستند؛ ولی هیچ ایده ای به ذهنش نمیرسه که یه چیز جالب با اینا بسازه. مثل برنامه نویسی که نمیدونه چه بازیه باحال یا بی حالی بسازه! و فکر میکنه ایده نداره!

برنامه نویس هایی که میشناسم؛ وقتی صحبت از بازیسازی میشه؛ میگن “ایده” ندارم! ایده نداریم! ولی چرا ایده ندارند؟ برای اینکه اصلا نمیدونن طراحی بازی یه علم هست که باید اونو یاد بگیرند! در موردش اطلاعات بدست بیارند! برن دنبالش! همونطوری که رفتن دنبال برنامه نویسی و کدنویسی رو یاد گرفتند!

مثل این هست که ما بعنوان برنامه نویس یه بازی ببینیم که گُل کرده؛ مثلا Clash؛ و بعد بگیم خب من میتونم اینو بسازم. درسته شما ممکنه بتونید یه بازیِ کلش بسازید؛ ولی طراحیِ بازی کلش به ذهن شما نرسیده بوده! طراحِ بازی کلش شخص دیگه ای بوده! کسی که دانشِ طراحی بازی داشته! (و شاید اصلا هیچ دانشِ برنامه نویسی ای نداشته بوده باشه)

من هم سال ها بدون اینکه بدونم “طراحی بازی” چی هست؛ سعی کردم از بازی های دیگران الهام بگیرم؛ الگو بگیرم و بازی هایی شبیه اونا بسازم. ولی هیچوقت یک بازی جدید طراحی نکردم.
مثلا بازیِ منچ رو من فقط ساختم! ولی شخصِ دیگری اونو چند دَهه پیش احتمالا طراحی کرده بوده!
و یا بازی “شطرنج” ی که نسخه های مختلفی از اون رو ساختم؛ من طراحی نکردم! فقط ساختم. شطرنج صد ها سال پیش طراحی شده بوده.
و یا بازی بیلیاردی که نسخه های متفاوتی از اون رو ساختم؛ من طراحی نکردم! من فقط اونو دوباره ساختم. وگرنه بیلیارد هم سال ها پیش در اروپا طراحی شده بوده. زمانی که اصلا کامپیوتر هم اختراع نشده بوده که کسی بخواد برنامه نویسیش کنه.

چطور طراحی بازی یاد بگیریم؟

من نسخه pdf این کتاب رو خوندم؛ این تصویر از وبلاگ شخص دیگه ای برداشته شده که نسخه کاغذی این کتاب رو تهیه کرده!

اما چطور یک برنامه نویس که میخواد بازی طراحی کنه و بعد از طراحی؛ اون رو بسازه؛ میتونه طراحی بازی رو بهتر یاد بگیره؟
من هیچ جواب مشخصی برای این سوال پیدا نکردم! برخلاف برنامه نویسی که همه چیز دو دو تا چهار تا و objective بود؛ در مورد طراحی بازی؛ همه چیز خیلی subjective هست.

اما خوندن کتاب هایی مثل The Art Of Game Design به شما کمک میکنه دید جدیدتری نسبت به طراحی بازی پیدا کنید! روزهای اول خوندن این کتاب ها برای من بسیار لذت بخش بود!

بنابراین اگر شما برنامه نویسی هستید که میخواین بازی بسازید ولی ایده ای به ذهنتون برای ساخت نمیرسه؛ تا میتونید کتاب های Game Design رو سرچ کنید و بخونید. توجه کنید گیم دیزان هیچ ربطی به فتوشاپ و نمیدونم سایر ابزارهای بازیسازی نداره؛ چون ما عادت کردیم برای ساخت یه آیکون تو یه محیط گرافیکی هم از واژه “طراحی” استفاده کنیم و این واقعا اون “دیزاین” که ما دنبالش هستیم نیست!