بازیکنان خارجی و مشکل دریافت هزینه سرویس از آنها

چند سال پیش بازیِ شطرنج آنلاینی رو با جاوااسکریپت و Css یا همون HTML5 ساختم که کاربرهای ایرانی های میتونستن با پرداخت ماهیانه 4 هزار تومان ازش استفاده کنند. کاربرهای خارجی هم به بازی دسترسی داشتند ولی خب چون امکان خرید نداشتند و نمیتونستند از فروشگاهِ بازی خرید کنند؛ دسترسی نامحدود و آزاد به بازی داشتند. بعد از مدتی تعداد کاربرهای خارجی که با برچسب “مهمان خارجی” وارد بازی میشدند از کاربرهای ایرانی ها بیشتر شد؛ تا اندازه ای که کلا شطرنج ایرانی تعطیل شد و فقط در اختیار خارجی ها قرار گرفت. مهمان های خارجی بیشتر از کشورهای آسیایی بودن. فیلیپین؛ مصر؛ کویت؛ اندونزی؛ هند…

قطعا اگه امکان پرداخت میشد برای کاربرهای کشورهای دیگه فراهم کرد؛ روی ساخت این نوع بازی ها برای خارجی ها بیشتر تمرکز میکردم! ولی خب متاسفانه از وقتی که یادم میاد ما تحریم بودیم و خیلی فرصت ها رو بخاطر تحریم از دست دادیم و همچنان از دست میدیم….
هر زمان هم که صحبت در مورد درآمد خارج از ایران میشد؛ همیشه دوستانی بودند و هستند که پیشنهاد استفاده از راه هایی برای دور زدن این تحریم ها پیشنهاد میدن که با مشخصات فلان شخص در خارج فعالیت کن؛ از مشخصات و حساب فلان شرکت استفاده کن؛ داستان و ماجرا با دوستان ایرانی که خارج هستند و قصدِ “!کمک! :/ ” دارند که بماند!… باید بگم همه این روش ها رو تست و تجربه کردم و هر کدوم مشکلات و دردسرهای خودش رو داره و اصلا نباید یک توسعه دهنده و برنامه نویس درگیر این مراحل بشه! ما هم باید مثل برنامه نویس های کشورهای دیگه؛ مثل مردم عادی کشورهای دیگه؛ بدون استفاده افراد واسطه؛ بدون نیاز به مدارک و مشخصات فِیک به این خدمات و سرویس ها دسترسی داشته باشیم که نداریم.!

تلاش های بی فایده Flash برای فراهم کردن محیط 3D

یکی از هارد اکسترنال های قدیم رو وصل کرده بودم و دنبال یه فایل قدیمی بودم که اتفاقی رسیدم به این فایل فلش که 2013 ساخته بودمش؛ خودمم یادم رفته بود که Flash اواخر عمرش خیلی برای ایجاد محیط 3D تلاش کرده بود و چقدر هم ماهایی که با فلش بازی میساختیم خوشحال شده بودیم! افسوس که با اومدن گوشی های هوشمند فلش نابود شد. اینجا بعد از مدت ها انتظار تازه تونسته بودیم با ورژن 4 کتابخونه Away3D تو محیط 2بعدی فلش؛ مدل 3 بعدی وارد کنیم! 🙁

واقعا بازی 3 بعدی ساختن با flash کار سختی بود. فلش برای بازی های دو بعدی بهترین انتخاب بود؛ ولی برای بازی های سه بعدی اصلا!. کاری که اینروزها میشه با Unity در مدت کوتاهی انجام داد؛ اونزمان با flash ماه ها طول میکشید! ماه ها!…. تازه این بعد از زمانی هست که قابلیتی به اسم Stage3D رو معرفی کرده بود که دیگه بجای CPU از کارت گرافیک برای ترسیم مدل ها استفاده میکرد. اینم یکی دیگه از بازی های کوچیکی هست که بعد از ارائه STAGE3D در محیط Flash حدودای 2012-2013  ساخته بودم.

هیچکس به اندازه ماهایی که سال ها با فلش زجر کشیدیم؛ این روزها قدردان امکانات سه بعدی یونیتی نیست. بازیسازی سه بعدی با یونیتی واقعا راحت و سریع هست.

شکست های من در برنامه نویسی

ساعت نزدیک 3 صبحِ و بعد از چند ساعت کدنویسی و طراحی پشت سیستم؛ چند دقیقه ای بیکار نشسته بودم و به آهنگِ رادیو گوش میدادم که رفته بودم تو این فکر که از 10-12 سال گذشته به اینطرف اکثر چیزایی که ساختم با اینکه ساختشون خیلی لذت بخش بوده؛ ولی اکثرا شکست خوردن و یا موفقیتشون خیلی کوتاه مدت بوده.

البته خیلی هم تعجب نمیکنم چون همیشه چیزایی رو ساختم که ساختِ اون برام لذت بخش باشه؛ ولی خب همیشه چیزی که ساختِش لذت بخشه منجر به موفقیت نمیشه!. برعکس؛ موفقیت معمولا تو ساختِ چیزایی هست که ساختِ اونها لذتی نداره. ولی من نتونستم هیچوقت برای پروژه ای وقت بذارم که بهش علاقه ای ندارم.

تو این همه سال؛ دوستای من زیاد عوض شدن؛ قدیمی ها جاشون رو به دوستان جدیدتر دادن؛ ولی حرفِ اونها تغییر نکرده. حرف همیشگی اونا به من این بوده که این چیزایی که برای دل خودت میسازی رو ول کن و بیا برو فلان جا که بهت احتیاج دارن برای اونا کار کن؛ با اونا کار کن؛ با اینا کار کن! چه فرقی میکنه روی این کار کدنویسی کنی یا کار دیگران. و من همیشه از حرفشون ناراحت شدم.

منظورم این نیست که موفقیت اهمیتی نداره و فقط لذت بخش بودنِ کار مهم باشه!. نه اصلا!.
من هر بار کار جدیدی رو شروع میکنم مهمترین هدفم اینه که کار موفقی از آب در بیاد!. اما خب همه اونقدر خوش شانس نیستن که هم کاری که دوست دارند رو بروش خودشون انجام بدن و به موفقیت هم برسند!.
هر کسی میتونه هر لحظه کاری که بهش علاقه نداره رو رها کنه و بره کاری رو انجام بده که دوست داره؛ ولی احتمالش خیلی کمه تو اون کار به موفقیت هم برسه. فرض کن به مکانیک و ماشین علاقه زیادی داشتی و الان تو یک کارخونه اتومبیل سازی معمولی کار میکنی!

در همین حال تو روزنامه خوندی که در کشور دیگه ای یک عده ماجراجو دارند سریعترین ماشین دنیا رو میسازن ولی شانس اینکه به اونا بتونی بپیوندی تقریبا صفر هست با اینکه خیلی اینکار برات هیجان انگیز و جذابه.

یروز از کاری تو این کارخونه خسته میشی و به خودت میگی من دیگه اینجا کار نمیکنم و اون کار رو بیخیال میشی و میری تو خونه مدت ها روی ساخت ماشین هایی بروش خدت کار میکنی و از ساختنشون لذت میبری؛ ولی آیا ماشین های عجیب غریبی که ساختی رو میتونی به تولید انبوه برسونی و به قیمت خوبی هم بفروشی؟  احتمالش خیلی کمه.

چکار باید کرد؟ باید برگشت به همون کارخونه ماشین؟ جوابی که معمولا به این سوال داده میشه اینه که باید هم کاری که علاقه نداره رو انجام بده و هم کاری که علاقه داره. نصف روز اون؛ نصف روز این. این جواب هیچوقت منو قانع نکرد و هیچوقت نتونستم اینطوری خودم رو تقسیم کنم!.
نمیگم تحت هیچ شرایطی نمیخواستم برم رو طرح های دیگران کار کنم؛ ولی خب هیچوقت هم پیشنهاد جذابی بهم نشد. پیشنهادی که بگم wow این خیلی عالیه و حتی از طرح های خودم هم جذاب تره برام.

پیشنهادهایی که در ده-دوازده سال گذشته داشتم همیشه پیشنهادی چیپ و معمولی بوده. (تو دوست داری تو خط تولید لامبرگینی و فراری باشی ولی از سایپا پیشنهاد کار داری).

ده- دوازده سال کار انفرادی و نه حتی فریلنسری زمان کمی نیست. فریلنسر هم باز برای دیگران کار میکنه ولی من فقط روی ساخت چیزایی که خودم دوست داشتم بسازم و ساختشون رو تجربه کنم کار کردم و هر چیز جدیدی هم که ساختم با کار قبلی فرق داشت و نیاز داشت چیزای جدیدی یاد بگیرم. تو این 12 سال فقط یکبار؛ فقط یکبار به جایی رسیدم که تصمیم گرفتم برای شرکت های نرم افزاری رزومه بفرستم و بچه ی سر به زیری بشم و برم مثل بقیه یه کار روتین انجام بدم. که یکماه نشده از اون شرکت اومدم بیرون و البته خسارت هم مجبور شدم بهشون پرداخت کنم :). با اینکه چند سال گذشته ولی هنوزم احساس تحقیر شدن میکنم وقتی یادم میافته رزومه ساختم و برای شرکت ها فرستادم و بهشون سر زدم و به سوالات توهین آمیزشون جواب دادم؛ واقعا واقعا احساس تحقیر شدن میکنم.

در نهایت تعداد شکست های من اونقدری سر به فلک میکشه که یک کتاب از شکست هام میتونم بنویسم و از فروش اون کتاب به موفقیت برسم. 🙂